نام :شجاع نام خانوادگی :خلیل زاده تاریخ تولد :24 اردیبهشت 1368 محل تولد :بابلسر باشگاه فعلی :پرسپولیس تهران شماره پیراهن :3 پست :دفاع وسط
بیوگرافی شجاع خلیل زاده
شجاع خلیل زاده (زاده 24 اردیبهشت 1368 – بابلسر) بازیکن فوتبال اهل ایران است. او فوتبال حرفه ای خود را از مس رفسنجان شروع کرد و توسط مرفاوی مربی وقت مس کرمان به این تیم در لیگ برتر پیوست و بعد از پیوستن به سپاهان و بازی در این تیم خیلی زود به یکی از بهترین مدافعان ایران تبدیل شد. او هم اکنون عضو باشگاه پرسپولیس تهران می باشد. ابطال کارت پایان خدمت سربازی شجاع خلیل زاده حوزه نظام وظیفه در پاییز سال 1393 با ارسال یک لیست به سازمان لیگ، کارت پایان خدمت 27 بازیکن شاغل در فوتبال ایران را ابطال کرد که نام شجاع خلیل زاده نیز در این لیست به چشم می خورد. بازی شجاع خلیل زاده در تیم ملی خلیل زاده برای نخستین بار در سال 1391 با دعوت کارلوس کیروش و بازی مقابل موزامبیک که با برتری 3–0 تیم ملی حاصل شد، پیراهن تیم ملی را برتن کرد.
انتخاب پرسپولیس برای شجاع مدافع جدید تیم فوتبال پرسپولیس در مورد اینکه این تیم چقدر به پیشرفتش کمک خواهد کرد، گفت:هرکسی آرزویش است که در پرسپولیس بازی کند و من هم مستثنی نیستم. تمام تلاشمان را برای تیم می کنیم و می خواهیم رکوردشکنی مان بهتر از فصل گذشته باشد. پوشیدن شماره 3 چه دلیلی داشت خلیل زاده در مورد اینکه چرا شماره 3 را انتخاب کرد، گفت:خودم این شماره را دوست داشتم و باشگاه هم لطف کرد و آن را به من داد.
راه یابی شجاع خلیل زاده به تیم ملی وی در مورد اینکه چقدر امیدوار است که به تیم ملی راه پیدا کند، اظهار داشت:عملکرد خودم مهم است، تلاشم را می کنم با بازی خوب به تیم ملی برسم، چه باشم و چه نباشم برای تیم ملی آرزوی موفقیت می کنم. مذاکرات قبلی با پرسپولیس مدافع سابق سپاهانی ها پیش از این در دو مقطع با پرسپولیس مذاکره کرده بود ولی امکان سرخپوش شدنش فراهم نشده بود ولی با پایان قراردادش با سپاهان دیگر مانعی برسر راه خود نمی بیند و به جمع شاگردان برانکو اضافه شد. شجاع البته در طی مدت حضورش در سپاهان 4 بازی نیز برای تیم ملی ایران انجام داد که البته این موضوع ادامه دار نبود. پس از 18 بازی که شجاع در جمع پرشورها بود ، او مجددا برای ادامه ی تعهدش نسبت به سپاهان به این تیم برگشت و 15 بازی برای این تیم توپ زد .
بیوگرافی شجاع خلیل زاده
شجاع پس از چندین بار تلاش برای پیوستن به سرخپوشان پایتخت، خیلی زود پس از پایان فصل و قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر به عنوان اولین خرید این تیم راهی تهران شد و پس از یکی دو روز، به همراه گادوین منشا قراردادش را با سرخپوشان به امضاع رساند تا در صورت صعود این تیم از مرحله ی یک هشتم نهایی، بتواند کمک حال این تیم در خط دفاعی باشد . بی شک با این انتقال، شجاع هم دورخیز بیشتری برای حضور در جام جهانی روسیه خواهد کرد…
بیوگرافی بابک زنجانی و همسرش + زندگی از کودکی تا اعدام
بابک زنجانی متولد 1 فروردین 1353 در تهران، سرمایه دار بود
فارغ التحصیل رشته برق و مدیریت بحران در دانشگاه اگ یونیورسیتی ترکیه است از سربازی و بدون سرمایه به ثروت هنگفتی رسید و حالا به اعدام محکوم است خانواده
در میدان راه آهن تهران متولد شده است، پدرش کارمند راه آهن و از بنیانگزاران شرکت حمل و نقل بین المللی بنام tbt می باشد و تنها دو خواهر کوچکتر از خود دارد
کار در طلا فروشی
زمانی که در هنرستان رشته برق می خواند همزمان شاگرد یک طلا فروشی شد، بعدها با سرمایه که داشت یک مغازه اقساطی از شهردار خرید و از خرید و فروش نقره به طلا و فروش سکه رسید
سرباز رئیس کل بانک مرکزی
در سال 1371 – 72 به سربازی رفت و در پادگان سپاه اردکان یزد دوران آموزشی خود را گذراند، سپس بعلت تک پسر بودن به تهران منتقل شد و به قرارگاه فرماندی سپاه رفت
در یک دوره ای تعدادی از سربازان را برای کار در نهاد ریاست جهوری و بانک مرکزی فرستادند، زنجانی به بانک مرکزی فرستاده شد و او بخاطر نبود راننده دکتر نوربخش رئیس کل بانک مرکزی راننده وی شد دلال بانک مرکزی
زنجانی تا پایان سربازی در بانک مرکزی بود تا اینکه بعد از تمام سربازی به پیشنهاد نوربخش رئیس کل بانک مرکزی بعنوان دلال تنظیم کننده بازار، از بانک ارز دولتی میگرفت و در بازار پخش می کرد
کارمزد درآمد حاصل از فروش این ارز رقمی معادل 17 میلیون تومان در روز بود
فوت نوربخش و صادرات پوست گوسفند
بعد از فوت نوربخش (رئیس کل بانک مرکزی)، بابک زنجانی از سیستم جدا شد و با سرمایه 800 میلیون تومانی که داشت به خرید پوست گوسفند و صادرات آن به ایتالیا و ترکیه مشغول شد
عکس های بابک زنجانی
بیوگرافی بابک زنجانی
از درآمد میلیاردی تا ورشکستگی
زنجانی با خرید چک مدت دار از فروشندگان پوست گوسفند، آنها رو به دلال ترکیه ای میفروخت و از آنجا توط واسط یه کشور روسیه صادر می کرد
بعد از مدتی که وضعیت اقتصادی روسیه بهم ریخت پوست های خرید شده بابک زنجانی فروش نرفت و با انبوهی از چک برگشتی مواجه شد و با شکایت مالباختگان سال 75 – 77 بود که بازداشت و به 2 سال در زندان قصرشیرین محکوم شد
بعد از دو سال، آزاد شد و توانست بصورت غیرقانونی به ترکیه برود و چک های وصول نشده خود را پس بگیرد و با پرداخت بدهی هایش در ایران دوباره وارد کار پوست شد
واردات اجناس ترک
بعد از تجربه ورشکستگی همزمان با تحصیل در ترکیه و خرید و فروش پوست گوسفند، به واردات اجناسی مثل شکلات، نسکافه، شامپو و خمیر داندان به ایران مشغول شد
بعدها از طریق یک شریک ترک توانست وام های مدت دار از بانک های ترکیه ای بگیرید و با این سرمایه شرکت های مختلف را راه اندازی کرد
احداث بانک در امارات
با سرمایه ای که بدست آورد در امارت یک موسسه مالی باز کرد و سپس کارخانه سنگ در این کشور احداث کرد و وارد کارهای صادرات و واردات از این کشور هم شد
خرید هواپیمایی و همکاری با غدیر
در سال 1385 هواپیمایی قشم را با بدهی 5 میلیارد تومانی خرید و با دو فروند هواپیما شروع بکار کرد، در سال 1389 با شرکت غدیر و سپس با یکی از زیرمجموعه های قرارگاه سازندگی خاتم النبیاء وارد همکاری جهت داد و ست برای خرید اجناس مورد تحریمی در ایران شد همکاری با شرکت نفت
بیوگرافی بابک زنجانی
باباک زنجانی بعد از ورود به سیستم توانست پول ها و داد و ستدد های تحریمی را از طریق بانک های خود در امارات، گرجستان و مالزی انجام دهد و مدتی بعد به پیشنهاد قاسمی وزیر وقت انرژی وارد فروش نفت شد
خرید باشگاه راه آهن
بابک زنجانی در ادامه فعالیت های خود باشگاه فوتبال راه آهن رو خریداری کرد تا پرداخت های 15 – 20 میلیاردی شرکت هایش به اداره مالیات را در باشگاه خود سرمایه گذاری کند
او آن موقع پیشنهاد خرید باشگاه پرسپولیس به مبلغ 200 میلیارد تومان را دار که مورد قبول واقع نشد، وی یک پرسپولیس دو آتیشه نیز می باشد ورود به فیلمسازی
بعدها در قالب شرکت سرمایه گذاری سورینت وارد عرصه فیلمسازی نیز شد
از جمله می توان به فیلم هیچ کجا هیچ کس بکارگرداتی ابراهیم شیبانی سال 91 فیلم سیزده بکارگردان هومن سیدی در سال 1392، فیلم نقش و نگار بکارگردانی علی عطشانی در سال 92 اشاره کرد
ازدواج
بابک زنجانی مدتی با ثریا اسدی ازدواج کرده بود بود اما طول مدت این زندگی کوتاه بود و در سال 1380 به جدایی ختم شد، بعد از آن هیچ ازدواج رسمی نداشته است
اصالتا
بابک زنجانی متولد تهران می باشد، پدرش اصفهانیست و می گوید ظاهرا پدر بزرگهایم زنجانی بودند
دوستی با امیر جعفری
ارتباط زنجانی با امیر جعفری بازیگر که مشاوره هنری وی بود به دوران دبستان بر می گردد، زمانی که این دو نزدیک به 5 سال با هم در مدرسه شهرک غرب و مدرسه راهنمایی ایثار کنار هم می نشستند
افتخارات
بابک زنجانی 5 دوره بعنوان صادره کننده نمونه انتخاب شده است، او جوایز مختلفی از وزیران و همچنین مرحوم هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی روسای جمهوری دریافت کرده است
میزان سرمایه
دارایی وی حدودا در ایران 13.5 میلیارد دلار برآورده شده کما اینکه می گوید کل دارایی وی 25 میلیارد می باشد که بخشی از این سرمایه در خارج از کشور می باشد
از وی بعنوان ثروتمندترین ایرانی یاد می شود …
دستگیر و محکوم به اعدام
زنجانی در نهایت 9 دی 1392 به علت عدم توانایی در واریز بدهی خود به شرکت نفت که علت آنرا تحریم می داند بازداشت شد، بعد از ماه ها دادگاهی در نهایت 16 اسفند 94 به اعدام محکوم شد
بسیاری از شخصیت های سیاسی و ارشد دولتی با اعدام او مخالفت کردند و می گویند با اعدام وی افراد صاحب نفود و دست های پشت پرده فراموش خواهند شد
زنجانی همچنان در زندان اوین می باشد
روایت زندگینامه بابک زنجانی
این بیوگرافی کاملا بر اساس گفته های خود آقای زنجانی است
کما اینکه عده ای می گویند او دروغ می گوید، اما این مطالب مثل همه بیوگرافی های افراد سرشناس که بر اساس گفته های خودشان می باشد گردآوری شده است
این مطلب خلاصه ای از انبوهی از فعالیت های وی میباشد
مریم شاه ولی متولد 16 تیر 1375 در تهران، بازیگر است
دانشجوی لیسانس رشته مهندسی عمران می باشد، در یک خانواده چهار نفری بدنیا آمده و یک برادر کوچک تر از خود دارد، نگاهی به رزومه حرفه ای اش خبر از موفقیت های بیشتر وی در آینده خواهد بود
کلاس بازیگری
دوره های بازیگری را در کلاس های آزاد دانشگاه تهران گذرانده است
در کارگاه های سیامک صفری و هومن سیدی بازیگران نام آشنایی ایران گذرانده است و از همین طریق وارد عرصه حرفه ای بازیگری شده است
نقش اول سریال
سریال مناسبتی نفس شیرین که برای محرم سال 95 آماده شده بود دومین تجربه وی در قاب تلویزیون بود، در این سریال در نقش مبینا ایفای نقش کرده است سینمایی
فعالیت حرفه ای اش را از سال 92 شروع کرد، اولین تجربه حرفه ای در سینما با فیلم پاردایس به کارگردانی علی عطشانی می باشد، در دومین تجربه اش در سال 95 در فیلم موزیکال و عروسکی جوراب شو و پینوکیو ایافی نقش کرده است
کیم کارداشیان هنرمند و بازیگر و مدل آمریکایی است او متولد ۲۱ اکتبر ۱۹۸۰ در آمریکا می باشد کیم کارداشیان به واسطه فیزیک بدنی متفاوتش در کانون توجه مردم و رسانه ها قرار دارد. کیم کارداشیان همسر کانیه وست است. آنها صاحب دو فرزند دختر و پسر هستند.
چکیده ای از بیوگرافی کیم کارداشیان:
زادروز ۲۱ اکتبر ۱۹۸۰ (۲۹ مهر ۱۳۵۹)
محل تولد لس آنجلس، آمریکا
محل زندگی آمریکا
ملیت آمریکایی
تبار ارمنی، آمریکایی
پیشه مدل، کارآفرین، بازیگر
قد ۱۵۹ سانتیمتر
همسر
دیمون توماس (۲۰۰۴–۲۰۰۰)
کیمبرلی «کیم» کارداشیان وست (به انگلیسی: Kimberly Noel Kardashian West) زادهٔ ۲۱ اکتبر ۱۹۸۰ در آمریکا، شخصیت تلویزیون واقعنما، بازیگر، مدل و بازرگان اهل آمریکا میباشد.
وی که متولد و بزرگ شدهٔ لس آنجلس، کالیفرنیا است، نخست به واسطه دوستی با پاریس هیلتون، و در سال ۲۰۰۷ پس از لو رفتن فیلم رابطه جنسی با دوست پسر سابقش ری جی مورد توجه رسانهها قرار گرفت. بعدها در آن سال، وی و خانوادهاش در مجموعهٔ واقع نمای پابهپای خانواده کارداشیان ظاهر شدند. موفقیت این مجموعه منجر به دنبالههایی از جمله کورتنی و کیم نیویورک را تسخیر میکنند و کورتنی و کیم میامی را تسخیر میکنند شد. در سال ۲۰۱۰ کیم با ۶ میلیون دلار درآمد، پر درآمدترین ستارهٔ سریالهای واقع نما شد.
دوران اولیه زندگی کیم کارداشیان
کارداشیان زادهٔ لس آنجلس کالیفرنیا، دختر رابرت کارداشیان، وکیل مدافع و کریس جنر است.
پدر کیم از سومین نسل ارمنیهای آمریکایی و مادرش از تبار هلندی و اسکاتلندی است. پدرش بیشتر شهرتش را بخاطر وکیل مدافع شدن اونتال جیمز در طی یک ماجرای قتل بدست آورد، او در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۳ در گذشت.
مادر او در تاریخ ۱۹۸۹ از رابرت طلاق گرفت و در سال ۱۹۹۱ با بروس جنر ازدواج کرد.
کارداشیان دو خواهر به نامهای کورتنی کارداشیان و کلویی کارداشیان و یک برادر به نام رابرت کارداشیان دارد، همچنین او صاحب سه برادر ناتنی به نامهای برت و برندون جنر و برودی جنر (که مجری تلویزیون نیز میباشد) میباشد، کیم کارداشیان سه خواهر نانتی به اسمهای کیسی، کندال و کایلی جنر نیز دارد. همچنین اونتال جیمز پدرخوانده او میباشد. او در دبیرستان مریمونت تحصیل میکردهاست.
انتشار فیلم خصوصی کیم کارداشیان
در سال ۲۰۰۷ یک ویدئوی خصوصی خانگی که کیم کارداشیان با دوست پسر آن زمانش، ری جی، خواننده آر اند بی، ساخته بود فاش شد. کارداشیان اقدامات قانونی علیه ویواید اینترتیمنت برای حق مالکیت نوار را دنبال کرد.
کارداشیان در ازای ۵ میلیون دلار آمریکا از پیگیری شکایت خود دست کشید و با ویواید اینترتیمنت تسویه حساب کرد.
دوران حرفهای کیم کارداشیان
نخستین ایفای نقش او به عنوان بازیگر مربوط به مجموعههای تلویزیونی دگر سوی شکست در اکتبر ۲۰۰۷ (مهر ماه ۱۳۸۶) بود. در ادامه او در مجموعه تلویزیونی همراه با کارداشیانها در شبکه ای به همراه دو خواهر، مادر، برادر، و خواهر و پدر ناتنی اش درخشید. این مجموعهٔ تلویزیونی تا اکتبر ۲۰۱۱ (مهر ماه ۱۳۹۰) دارای ۶۹ قسمت در ۶ فصل بوده و فصل هفتم آن برای مه ۲۰۱۲ (اردیبهشت ۱۳۹۱) برنامهریزی شدهاست.
کیم کارداشیان در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) در فیلم فیلم فاجعه درخشید. او همچنین در فصل چهارم سریال چگونگی آشنایی من با مادرتان و با همراه خواهرانش، کولی و کورتنی در فصل سوم سریال ۹۰۲۱۰ هم بازی کردهاست. کارداشیان مجری مهمان رقابتهای رسلمانیا ۲۴ بود و به عنوان داور میهمان در دور سیزدهم نمایش تلویزیونی مدل برتر بعدی آمریکا حضور داشتهاست. او در ۱۶ دسامبر ۲۰۰۹ (۲۵ آذر ۱۳۸۸) به همراه ونسا مینیلو به عنوان بازیگر مهمان در مجموعه تلویزیونی تحقیقات صحنه جرم:نیویورک حضور یافت.
کیم کارداشیان در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) در فیلم سبک و طنز عمیق در دره حضور یافت.
کارداشیان یکی از ۱۳ شرکت کنندهٔ فصل هفتم نمایش تلویزیونی رقص با ستارگان بود. که با مارک بالاس هم رقص بود. در نهایت در مکان یازدهم قرار گرفت.
بیوگرافی ماهایا پطروسیان و همسرش + دین و زندگی خصوصی
بیوگرافی ماهایا پطروسیان
ماهایا پطروسیان متولد 13 دی 1348 در تهران، بازیگر است
فارغ التحصیل لیسانس رشته تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا از دانشگاه تهران است، او قبلا پیرو دین مسیحی بود، می گوید دانش و مطالعه برای يك بازيگر از هر فعاليت ديگری واجب تر است
خانواده و علاقه به هنر
من از نوجواني عاشق بازيگري بودم
هيچ كدام از خانوادهام اهل هنر نبودند، پدرم مهندس راه و ساختمان و مادرم متخصص بهداشت كودكان است، دوران ابتدایی را در مدرسه فرانسوی زبان ژاندارك گذراندم و سال 66 ديپلم تجربي گرفتم اما اصلا دوست نداشتم پزشكي بخوانم و عاشق بازيگری بودم
کلاس بازیگری
براي شروع كار در كلاس های كنكور شركت كردم و به كلاسهای شهره لرستانی در جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران رفتم و با نمرات بالا هم قبول شدم. نخستين تجربه بازی برای من در همين كلاس های تئاتر آغاز شد
اولین تجربه حرفه ای
بعد از قبولي در رشته نمايش در دانشكده هنرهاي زيبا، تنها شانسي كه در اين بين آوردم اين بود كه به اتفاق بچه های دانشكده در يك تئاتر خوب يعنی خواستگاری چخوف بازی كردم و اين تئاتر توانست در تالار مولوی اجرا بگيرد و در همان اجرا بود كه دستيار آقاي اعلامي من را برای بازی فيلم عشق و مرگ سال 1369 انتخاب كرد
کتابخوانی
دانش و مطالعه برای يك بازيگر از هر فعاليت ديگری واجب تر است
يك بازيگر بايد نسبت به اتفاقات پيرامون خود آگاه باشد و مطالعات كافي در زمينه هنر داشته باشد. فيلم زياد ببينيد و فيلمنامه هم زياد بخواند، اما هيچ چيز مانند كتاب خواندن به ذهن يك بازيگر كمك نمی كند
فساد در سینما
کسی که تخصص کافی برای ارائه هنر و استعداد خود داشته باشد و برای تحصیل علم و اجرای هنر بازیگری تلاش کرده باشد، هرگز برای بازیگری تن به فساد نمیدهد
چرا که عزت نفسی بالاتر از این حرف ها دارد
ازدواج و تغییر دین
وی در پی ازدواج با مردی مسلمان، تغییر دین داد و مسلمان شد؛ ولی به گفته خودش همچنان به هر دو دین اسلام و مسیحیت عشق می ورزد
بازی در کارهای طنز
واقعيت اين است كه هميشه پيشنهادهای طنز من زياد بوده است. من اما هم كار كمدی را دوست دارم و هم كار جدی را. برايم فرقی نميكند در كدام اتمسفر بازی كنم. همينكه نقش را دوست داشته باشم، كافيست
سریال های تلویزیونی ماهایا پطروسیان
● شیخ مفید
● گلمنگلی
● باچراغهای خاموش
● ۳ کیلومتر جلوتر
● سیاه و سفید
فیلم های سینمایی ماهایا پطروسیان
بیوگرافی ماهایا پطروسیان
● مجرد ۴۰ ساله (۱۳۹۳)
● اسب حیوان نجیبی است (۱۳۸۹)
● ازدواج در وقت اضافه (۱۳۸۸)
● تاکسی نارنجی (۱۳۸۷)
● خواب لیلا (۱۳۸۶)
● شبی در تهران (۱۳۸۶)
● زن بدلی (۱۳۸۴)
● پیشنهاد ۵۰ میلیونی (۱۳۸۴)
● انتخاب (۱۳۸۳)
● هشت پا (۱۳۸۳)
● ملاقات با طوطی (۱۳۸۲)
● عروس خوش قدم (۱۳۸۱)
● دختری بنام تندر (۱۳۷۹)
● هفت پرده (۱۳۷۹)
● کمکم کن (۱۳۷۷)
● قاصدک (۱۳۷۵)
● نابخشوده (۱۳۷۵)
● حسرت دیدار (۱۳۷۳)
● راز گل شب بو (۱۳۷۲)
● هنرپیشه (۱۳۷۱)
● دیگه چه خبر!؟ (۱۳۷۰)
● ناصرالدین شاه آکتور سینما (۱۳۷۰)
● پرده آخر (۱۳۶۹)
● عشق و مرگ (۱۳۶۹)
شهرام صولتی متولد 21 آبان 1336 در تهران، خواننده است
فارغ التحصیل موسیقی از هنرستان هالی موسیقی تهران است، متولد محله سرچشمه تهران است و برادر بزرگتر شهره صولتی از دیگر خوانندگان ایران خارج نشین می باشد
خانواده و نام واقعی
نام واقعی شهرام، ابراهیم است او یک خواهر بنام شهره و دو برادر بنام های شاهرخ ساکن نیویورک و بیژن که در ایران زندگی می کند، دارد
شروع شهرام و شهره
من و شهره درسمون رو در هنرستان عالی موسيقی شروع کرديم
در ابتدا شهره فلوت ميزد و من کلارينت، ساز دوم ما هم پيانو و ضرب بود به خاطر اينکه پدرم هنرمند بود از هفت سالگی من و شهره آواز هم می خونديم خوانندگی رو اول من شروع کردم
شهرت و مهاجرت
اولین آهنگ های او بنام دو خط موازی و سنگ دل به شدت در بین جوانان سمبل شد در سال 56 اول اولین آلبوم خود بنام توبه را منتشر کرد، چند سال گذشت و شهرام به شهرت زیادی دست پیدا کرد
با انقلاب 57 راهی آمریکا شد و سپس به لس آنجلس رفت
آمریکا و آلبوم پرفروش
زمان حضور خود در آمریکا آلبوم توبه، دعا را منتشر داد سپس بعد از آلبوم های صبر و یکی یکدونه به او لقب صدایی بالاتر از صدا دادند و بزرگ و کوچک آهنگ های او را زمزمه می کردند
ازدواج اول
ازدواج اولش با یک خانوم شناخته شده ای نبود این زندگی با تولد دو تا پسر در نهایت به جدایی ختم شد
ازدواج دوم و طلاق
ازدواج دوم شهرام صولتی با آزیتا ارباب بود، پدرش محمد کریم ارباب صاحب چندین مرکز رقص قبل از انقلاب و مادرش جمیله رقصنده مشهور بود
این ازدواج هم بیشتر از یکسال طول نکشید، خودش دلیل این جدایی را بدلایل مختلف که مخصوص زندگی خواننده هاست مثل مسافرت و ضبط و کنسرت ها عنوان می کند
ازدواج سوم
شهرام صولتی در سال 88 با نارینه شهبازیان از مجریان و آرایشگران شبکه pen ازدواج کرد که گویا 25 سال اختلاف سن دارند، در مورد طلاق این دو خبری منتشر نشده است
بیوگرافی شهرام صولتی
شهرام همچنین صاحب یک فرزند دیگر بنام ساشا از یکی از همسرانش است
اختلاف با شب پره
شهرام صولتی حدودا بیش از 20 سال است که با شهرام شب پره قهر است، گویا اختلاف آنها از یک کنسرت مشترک در آمریکا سالها پیش شروع شده است
بر خلاف او خواهرش شهره با او رابطه بسیار خوبی دارد
زوج های سینمایی ایران را اغلب مردم هنردوست میشناسند و درباره زندگی آنها اطلاعات دارند اما امروز میخواهیم شما را کارنامه هنری و زندگی خصوصی یک زوج در سینمای کشورمان آشنا کنیم. حسین پاکدل همسر عاطفه رضوی بانوی چهره پرداز و هنرمند سینما و تلویزیون کشورمان است که در ادامه این مطلب بیوگرافی مختصر و تصاویری از آنها را مشاهده میکنید.حسین پاکدل
حسین پاکدل و همسرش عاطفه رضوی
بیوگرافی حسین پاکدل
حسین پاکدل (متولد 1338 اصفهان) نویسنده، نمایش نامه نویس، مجری صدا و سیما و کارگردان ایرانی است. او در سال های 1366 تا 13733، مدیریت پخش شبکه اول سیما را بر عهده داشت. همچنین مدیر دوره های دهم و یازدهم جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان بود. او مدتی نیز مدیریت تئاتر شهر را بر عهده داشت. از کارهای او می توان نویسندگی و کارگردانی نمایش های حضرت والا و رقص زمین را نام برد. وی برادر مهدی پاکدل است.
از کارهای حسین پاکدل می توان نویسندگی و کارگردانی نمایش های حضرت والا و رقص زمینرا نام برد.
حسین پاکدل برای تلویزیونی ها یادآور مجری دقیق، خوش بیان، مسلط و خوش تیپ دهه 60 تلویزیون، برای تئاتری ها علاوه بر اجراهای درخشانش، زنده کننده خاطرات دوران طلایی مدیریتش در تئاتر شهر و برای سینمایی ها یادآور نقش های دوست داشتنی در برخی از کارهای آرزشمند سینمای ایران است.
عاطفه رضوی در سال 1347 در تهران متولد شد. او دوره دو سالهٔ تئاتر را در تالار محراب گذراند و سال 1365 به عنوان هنرجوی گریم زیر نظر عبدالله اسکندری شروع به کار نمود.
او همسر سابق مهرداد شکرآبی و همسر کنونی حسین پاکدل نویسنده، نمایش نامه نویس، مجری صدا و سیما و کارگردان است.
زوران مامیچ(Zoran Mamić) متولد 30 سپتامبر 1971 در زاگرب، یوگسلاوی است. او در گذشته بازیکن فوتبال و هم اکنون نیز سر مربی فوتبال اهل کرواسی است. در ادامه میتوانید بیوگرافی زوران مامیچ را در مجله اینترنتی هیلتن بخوانید و با این ورزشکار حرفهای اهل کرواسی بیشتر آشنا شوید.
زندگی نامه و بیوگرافی زوران مامیچ
بیوگرافی زوران مامیج
زوران مامیچ سرمربی اهل کرواسی، متولد 8 مهر 1350 ه.ش است. او که پیش از این فوتبالیست بود در تیم های دینامو زاگرب، بوخوم، بایر لورکوزن و گروتر فورث بازی کرده است. همچنین سابقه بازی در تیم ملی فوتبال کرواسی را نیز دارد.
در دوران مربی گری نیز هدایت تیم های دیناموزاگرب کرواسی، النصر عربستان، العین و الهلال را بر عهده داشته است.
زوران مامیچ با قد 1 متر و 90 سانتی متر در پست های هافبک دفاعی و مدافع میانی بازی کرده است.
زوران در سال 1993 با ونتا مامیچ ازدواج کرد و این ازدواج تا سال 2010 پایدار بود. پس از آن در سال 2014 با Ana Šikić ازدواج کرد و ازدواج دومش نیز دوسال دوام داشت.
او دارای دو فرزند با نام های نینا مامیچ و بورونو مامیچ است.
افتخارات زوران مامیچ
زوران مامیچ افتخارات زیادی را در دورانی که بازیکن فوتبال بود کسب کرده است. در زیر میتوانید بخشی از این افتخارات را بر اساس تیم هایی که در آنها کسب کرده است بخوانید.
مصطفی سالاریمتولد سال ۱۳۵۵ روستای دشت گور شهر شبانکاره از توابع شهرستان دشتستان است که در دولت یازدهم استاندار بوشهر بود.
مصطفی سالاری تحصیلکرده رشته حقوق تا مقطع کارشناسی ارشد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکتری مدیریت اجرایی دانشگاه بوردو فرانسه است همچنین دانشجوی دکتری رشته حقوق در دانشکده حقوق دانشگاه تهران است.
وی در سال ۱۳۸۱ جذب وزارت نفت شد و مسئولیتهای متعددی در سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس داشت و تا قبل از استانداری بوشهر رئیس پژوهشکده حقوق و توسعه پایدار مؤسسه مطالعاتی بینالمللی وزارت نفت بود. مصطفی سالاری، مدیر حقوقی سازمان منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ و پس از آن قائممقام پارس جنوبی از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ در دوران مدیرعاملی سید عبدالجلیل رضوی بود و از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ در وزارت نفت در تهران مشغول به کار بود.
نام:میر احمد
نام خانوادگی:هاشمی قرمزی
پیشه :بازیگر
تولد:22/1/1335
محل تولد:لنگرود
نام اصلی او میراحمد هاشمی قرمزی است. وی هرچند در عرصه های مختلف فیلم سازی حضور داشته است اما بیشتر به عنوان بازیگر سینما و تلویزیون شناخته می شود. ناصر هاشمی، (متولد 22 فروردین 1335) بازیگر، دوبلر، فیلم نامه نویس، کارگردان.نام اصلی او میراحمد هاشمی قرمزی است. وی هرچند در عرصه های مختلف فیلم سازی حضور داشته است اما بیشتر به عنوان بازیگر سینما و تلویزیون شناخته می شود.ناصر هاشمی متولد 22 فروردین 1335 در لنگرود و فارغ التحصیل رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. ناصر با تشویق برادرانش مهدی و محمود هاشمی به هنرهای نمایشی روی آورد و در دوره های دبیرستان در چندین نقش بسیار کوتاه در تئاترهای برادرش مهدی هاشمی بازی کرد و پس از آن فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد و از سال 1363 در چندین تئاتر، تله تئاتر، فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی به عنوان بازیگر، نویسنده و کارگردان وارد عرصه حرفه ای شد. او همسر سیما تیرانداز بوده و اکنون از یکدیگر جدا شده اند.
همسر سابق ناصر هاشمی
ناصر هاشمی همسر اسبق سیما تیرانداز در سال 72 با همسرش آشنا شد و در سال 74 با یکدیگر ازدواج کردند . نحوه آشنایی این دو هنرمند از آنجایی که هر دو بازیگر بودند در یکی از تئاترهای شهر هم بازی بودند, همین موضوع باعث آشنایی بیشتر و شناخت اخلاق و خوی همدیگر شد تا اینکه بعد از گذشت 2 سال با یکدیگر ازدواج کردند. اما این آشنایی و ازدواج مدت خیلی زیادی دوام نیاورد و در سال 82 از یکدیگر جدا شدند . علت جدایی این دو بازیگر رسانه ای نشد حتی خبر جدایی آنها بعد از یک سال منتشر شد شاید علت نبود پل ارتباطی قوی مثل فیس بوک , تلگرام , اینستاگرام و … خبر طلاق این دو هنرمند با تاخیر یک ساله منتشر شد.ناصر هاشمی بعد از جدایی از همسرش سیما تیر انداز با گذشت 13 سال هنوز مجرد است, ظاهرا قصد ازدواج ندارد با گذشت سن ایشان از مرز 60 سالگی بعید است همسری را برای خود انتخاب کنند.اما سیما تیر انداز بعد از جدایی با مردی به نام مجید جوزانی آشنا و این آشنایی خیلی سریع به ازدواج ختم شد . مجید جوزانی هیچ گونه فعالیت هنری ندارد ظاهر خانم سیما تیر انداز دوست داشتند با کسی ازدواج کنند که مانند همسر قبلیشان بازیگر نباشد .
مصاحبه با بازیگر سریال پدر سالار
از اینجا شروع کنیم که اصلا چه شد شما «ناصر» پسر کوچک اسدالله خان در سریال پدرسالار شدید؟
حدود 20 سال پیش یعنی قبل از سال 70 از طریق دوستانم، کامبیز پرتوی و مسعود کرامتی با وحید نیکخواه آزاد و فرشته طائرپور آشنا شدم. چند سالی به دفترشان در پیچ شمیران رفت و آمد داشتم و کارهایی در زمینه فیلمنامه، بازی و کارگردانی انجام دادم. نگارش مجموعه «مسافرخانه» به کارگردانی مسعود کرامتی و بازی مرحوم آقالو، بازی در فیلم «سکوت» به کارگردانی مرحوم علی سجادی حسینی، نگارش فیلمنامه «مرغابی وحشی» به کارگردانی مسعود کرامتی، «سمندون» که طرح آن براساس صحبت های جمعی شکل گرفت و فیلم کوتاه 35mm «دست ها» که من نویسنده و کارگردانش بودم، همه از همکاری من با این گروه بود.
به نظرم بعد از سمندون بود که قرار شد من به پیشنهاد آقای نیکخواه فیلمی ویدیویی از پشت صحنه فیلم نان و شعر پوراحمد تهیه کنم. بیش از 35 ساعت تصویر ویدیویی ضبط و تحویل شد که نمی دانم به کجا رسید.
به هر حال زمانی که در اصفهان بودم مسعود میمی زنگ زد که اکبر خواجویی می خواهد سریالی به نام «پدرسالار» بسازد. پرسید کجا هستی؟ چه می کنی؟ گفتم مشغول کارم. گفت ول کن بیا گفتم تعهد دارم. همین و تمام شد. بعضی ها باهوشند و لحظه را درک می کنند بعضی ها هم نه. من ازجمله دومی ها هستم!
زمان گذشت. کار تمام شد و ما آمدیم تهران. دوباره میمی زنگ زد که شنیدم کارت تمام شده؟ کجایی؟ چه می کنی؟ پرسیدم چه شد هنوز شروع نکردید؟ گفت نه. با یکی از همکاران قرارداد هم بسته بودند اما به چه دلیل نمی دانم به هم خورد و مانده بودند بدون ناصر! رفتم با آقای خواجویی صحبتی کردم و چند قسمت از متن ها را گرفتم و خواندم. از «پدرسالار» بیشتر از فیلمی که همان زمان پیشنهاد شده بود خوشم آمد البته بیشتر از متن ها شخص خواجویی و جمع بازیگران را دوست داشتم. خلاصه قرارداد بسته شد.
*خیلی ها الان و مجددا این سریال را می بینند کمتر از گذشته دلشان به حال «اسدلله خان» می سوزد و بیشتر حق را به ناصر و آذر می دهند. فکر می کنید چرا آن زمان در بین مردم ناصر تا حدودی و آذر کاملا شخصیت های بدی بودند؟
هنگام بازی در پدرسالار من خیال می کردم بینندگان حق را به آذر می دهند چون از طرفی هم حرف هایش منطقی و قابل فهم بود و هم جامعه ما جامعه ای بود جوان! مادران ما از اینکه در خانواده گسترده سنتی همراه خانواده شوهر بودند و تحت نظر، رنج های زیادی کشیده بودند. درواقع مستقل بودن و شخصیت داشتن نه تنها تو را مجبور می کند که سر پای خودت بایستی بلکه دوستی و همدلی افراد خانواده را نیز بیشتر می کند اما درست برعکس تصور من، «پدرسالار» نتیجه عکس دارد!
تا جایی که همان موقع یعنی هنگام پخش سریال شنیدم که خانم امیر سلیمانی از طرف راننده کامیونی تهدید شده بود. البته گویا آقای خواجویی می دانسته و به خانم امیرسلیمانی گفته بوده که هنگام پخش پدرسالار مواظب خودش باشد
بله، خیلی ها در کوچه و خیابان نصیحتم می کردند که چرا خانواده را به هم ریخته ام! چرا من با یک کشیده آذر را سر جایش نمی نشانم (جالب است بدانید که بیشتر خانم ها موافق کتک زدن بودند!) مرد مسنی که قصه را بیش از حد باور کرده بود نصیحت می کرد که برگردیم به خانه پدر و اذیتش نکنیم. بالاخره مجبور شدم توضیح دهم که این فیلم است، ساختیم و تمام شد اما او باورش نشد و گفت:در هر صورت برگردین بهتره!
تصور می کنم بخش قابل توجهی از بینندگان، آن گرما و دنیای پر از آرامش و محبتی را می خواستند که در گذشته بوده یا خیال می کردند که بوده، در حالی که به نظرم واقعیت موجود، عکس این را می گفت. پدری که اصرار دارد همه زیر یک سقف باشند و بیکار و بی شخصیت و وابسته به او حتما در پی سودی است یا مشکل روانی دارد.
البته همان موقع مطالب چند روانشناس را در مطبوعات خواندم که تحلیل بسیار خوب و واقع گرایانه ای از شخصیت اسدالله داشتند. نیاز روحی بینندگان و جذابیت آقای کشاورز، خانم نادره و همکاران ارزشمند هم در این برداشت آن سال های بینندگان تاثیر زیادی داشت. به هر حال خوشحالم که تماشاگر امروزه نگاه متعادل تری دارد.
*به نظر خودتان شخصیتی مثل ناصر با آن ویژگی ها در آن زمان چقدر ما به ازای بیرونی داشت و الان چقدر ما به ازای بیرونی دارد؟
جامعه ما هر روز در حال تغییر است. تغییر و حرکتی شتابان و گاه ترسناک. نسلی که به شدت در پی علم و دانش است و به همان شدت طالب موقعیت و نفوذ و سهم، حق هم دارد. اگر فرض کنیم که زمانی، نه حتما سال پخش اول سریال بلکه بسیار قبل تر از آن جوانانی مثل ناصر وجود داشتند که در موقعیتی بین پدر از یکسو و همسر از سویی دیگر گیر کنند، امروز و در زمان حال تصور نمی کنم حتی به اندازه انگشتان دست هم بتوان چنین اشخاصی را یافت.
*فکر می کنید در حال حاضر چقدر بازخوردهای مردم و حس باورپذیری و همذات پنداری مخاطبان با بازیگران، نسبت به آن دوران تفاوت دارد؟
با اینکه نسبت به آن سال ها، جمعیت، شهرها، خودروها، دود و هوای آلوده، فشارها و عصبانیت ها و مشکلات بیشتر شده و حوصله ها کمتر باز هم جادوی تصویر توانسته جای خود را در دل و زندگی آدم ها باز کند. ممکن است نگاه و نظر نسلی به یک کار هنری تغییر کند اما اگر اصالتی در کار باشد همیشه بیننده را از زاویه ای دیگر متوجه خود می کند. من بعد از سال ها وقتی تصویر آقای کشاورز، زنده یاد خانم نادره، همکاران دیگر، آن خانه، آن بازارچه و آن ارتباطات را می بینم به نظرم واقعی، زنده و ایرانی اند. انتخاب بازیگران توط آقای خواجویی بسیار ماهرانه و خوب بود. کارگردان و تهیه کننده ای آرام، مطمئن و سالم. ای کاش می شد خواجویی در شرایطی مثل آن سال ها سریالی بسازد و قصه جذابی بگوید و مردم را بار دیگر پای تلویزیون جمع کند.
بیوگرافی ناصر هاشمی
*خاطره جذابی از آن سریال در ذهن تان وجود دارد که بخواهید بعد از حدود 16 سال از زمان ساخت، آن را تعریف کنید؟
می توانم بگویم «پدرسالار» کلا برایم خاطره است و البته برای بیننده خاطره ای دیگر از جهاتی دیگر. سریال «پدرسالار» به یک نوع خاطره ایرانی جمعی برای فارسی زبانان تبدیل شده. برای من خانه بزرگی که با پدر و مادر و خواهران و برادران و همسران شان و البته همکاران پشت دوربین سال ها در آن زندگی کردیم. سال هایی که در هشت ماه خلاصه شد. دو ماه پاییز و زمستان و بهار. روزها و شب ها صحبت و خنده و درددل و بحث همراه با صبحانه و ناهار و شام و ای. هزاران چای! وقتی به پدرسالار فکر می کنم یادم نمی آید که کسی می خواسته از آن یکی بهتر بازی کند یا دیگری را رقیب خود می دانسته. داشتیم زندگی می کردیم تا اینکه یک روز گفتند تمام شد و ما رفتیم خانه با حفره ای در ذهن و خلایی در دل.
یک روز قرار بود که آقای کشاورز مرا که به سمت آذر می رفتم تا خانه را ترک کنم بگیرد و روی تخت بیندازد. او به آرامی این کار را انجام می داد نگران بود که مبادا صدمه ببینم. چندبار اصرار کردم که با شدت این کار را انجام دهد اما دلش نیامد و آن طور که باید پرتم نکرد و من مجبور شدم کمی بازی کنم. یادش بخیر!
*بعد از سریال پدرسالار به یکباره سراغ کارگردانی رفتید و مجموعه «سمندون» را برای تلویزیون ساختید و خودتان هم در آن بازی کردید. چرا این قدر سریع از بازیگری به کارگردانی رسیدید؟
شما می دانید که هر آدمی بنا به ظرفیت و منش و تجربه و هوش و ذکاوتش به راهی قدم می گذارد. بسیاری از چیزهای خواسته و ناخواسته ممکن است مسیرش را عوض کند. سرش به سنگ بخورد و متوقف شود یا همان سنگ تجربه ای باشد و تذکری برای قوی تر شدن. هیچ کس مثل آن دیگری نیست و اگر شباهت هایی هم باشد شرایط شان یکی نیست. نوشتن و کارگردانی کردن همیشه ذهنم را به خودش مشغول می کرده مخصوصا وقتی که پیشنهادها راضی ام نمی کرد. مشکل بیشتر از خودم بود و هست. در بسیاری از کارها خودم را بد و ناشی می دیدم. هنوز هم تحمل دیدن بازی های خودم را ندارم مگر به اجبار و به سختی تا ایراداتم را برطرف کنم. من همیشه مایل بودم وقت بگذارم و با تمرین های سخت نقشم را کامل تر و خودم بهتر بازی کنم اما در بیشتر کارها زمانی برای تمرین و رسیدن به شخصیتی کامل تر نبوده و نیست. گاهی مجبور می شوید وارد کاری شوید که زمانی از فیلمبرداری آن گذشته و شما فورا باید جلوی دوربین قرار بگیرید و این جمله آشنا و عذاب آور را بشنوید که:«خودت باش» او – کارگردان – نمی داند که با این کار بازیگر را نابود می کند. خب شما باشید چه می کنید؟ من حتی اگر به سراغ کارگردانی نمی رفتم در زمینه دیگری در همین محدوده کارهایی انجام می دادم.
*سخت گیری های شما نتیجه اش سریال ماندگار «روزگار قریب» بود. می خواهم کمی از دلایل قبول کردن آن کار بگویید شاید مخاطب ما علت هایی که ممکن است یک بازیگر را کم کار یا پر کار کند را بشناسد.
فکر می کنم آدم سختگیری باشم. کدام سختگیری؟ مگر من در چه جایگاه مهمی هستم! سختگیری اگر بیش از حد معقول باشد بازیگران بزرگ جهان را نیز نابود می کند چه برسد به من آن هم در جامعه ما! در مورد بازی در روزگار قریب و کار با کیانوش عیاری داستان متفاوت است. چند هفته قبل از شروع سریال، برادرم مهدی گفته بود که قرار است با تو تماس بگیرند. بالاخره زنگ زدند و قراری گذاشتیم. بعد از دوست گریمورم آقای صالحیان شنیدم که پیشنهاد او بوده که فاصله زیاد سنی بین مهدی و شهاب کسرایی با من پر شود. رفتم سر صحنه سکانسی که در پارک پردیسان فیلمبرداری می کردند آقای عیاری را دیدم، یک جمله گفت:«می خوایم فیلمی بسازیم» همین! من هم می دانستم که قرار است همه چیز جلوی دوربین اتفاق بیفتد. او می داند که چه می خواهد و خواسته اش را خوب اجرا می کند. من همیشه سناریوهای پیشنهادی را می خوانم اما عیاری جزو استثناهاست. به چنین کارگرداین باید با اطمینان خاطر تکیه کنید. کم کاری و پرکاری یک بازیگر بیشتر مربوط به خود اوست. یکی حرفه ای است، یکی نیست. من هرچه سعی می کنم در انتخاب نقش ها حرفه ای عمل کنم نمی توانم و خوشحال نمی شوم کسی به من لقب گزیده کار یا سخت گیر بدهد چون خطرناک است و آدم را منزوی و بیکار می کند.
تا به حال شده که برادرتان شما را به فعالیت بیشتر در عرصه بازیگری یا کارگردانی ترغیب کند؟
بله، گاهی صحبت هایی می کنیم. بخشی از مشکلات، عمومی و قابل درک است و بخشی دیگر مربوط به خودم می شود. گاهی منتظر جواب کاری از جایی هستی. گاهی مشغول بازی، کاری را دوست دارم و کاری را دوست ندارم بازی کنم یا نمی توانم.
*به نظر خودتان مسیر بازیگرشدن در دهه 60 و 70 چقدر با دهه 80 متفاوت است و کار بازیگران جوان امروزی با بازیگران جوان دیروز برای برقراری ارتباط با مخاطبان سخت شده یا آسان تر؟
در طی سال های گذشته در چند آموزشگاه، کلاس بازیگری داشتم که طولانی ترین آن در کانون سینماگران جوان بود. در طی چند سال هنر جویان بسیاری را دیدم، با آنها کار و صحبت کردم و بارها گفتم که شما، نسبت به زمان، دوره سخت تری دارید. در دوره ما آرامش بود. رقیب کم بود و شرایط بهتر. شانس کمتری دارید و باید تلاش بیشتری بکنید. بازیگران از دنیای بازیگری می آمدند و معیار همه چیز پول نبود. من در هر ترم با چند هنرجوی بسیار با استعداد رو به رو می شدم. هنرجویان آماده به کاری که نمی دانم کجا رفتند و کجا می روند. جوانانی که منتظرند کارگردانی به سراغ شان بیاید و دنبال خوشگلی نباشد. هرچند زیبایی هم جزو کار ماست اما بازیگر خوب برای بیننده جذاب می شود. این چیزی است که هم در زندگی و هم در بازیگری تصویر وجود دارد.
*آیا ناصر هاشمی در آغاز دهه 90 بازهم می خواهد به کم کاری عجیب خود ادامه دهد یا می شود انتظار حضور بیشتر او جلوی دوربین یا روی صحنه تئاتر را داشت؟
تصور نمی کنم کسی بخواهد عمدا کم کار باشد مگر اینکه دچار مشکلی باشد! من به کارم ادامه خواهم داد و با استقامت و تلاش سعی می کنم به خواسته هایم برسم و جلو یا کنار یا پشت دوربین باشم. مطمئن باشید که دوره جدیدی را در زندگی ام شروع خواهم کرد.
کارنامه هنری ناصر هاشمی
ردیف عنوان اثر کارگردان سال تولید
1 شکلاتی سهیل موفق 1395
2 خانه ی دیگری بهنوش صادقی 1394
3 برادرم خسرو احسان بیگلری 1394
4 عموجان هیتلر حمید ابراهیمی 1393
5 خانه پدری کیانوش عیاری 1389
6 دزدان غیر دریایی بیژن شیرمرز 1389
7 روزگار قریب کیانوش عیاری 1381
8 قاب های خالی مرنضی هرندی 1387
9 تله تئاتر «کالیگولا» قطب الدین صادقی 1383
10 بال های سپید مهدی هاشمی، ناصر هاشمی 1377
11 دومین انفجار نادر مقدس 1375
12 داستان یک شهر خسرو معصومی 1374
13 پدرسالار اکبر خواجویی 1374
14 سمندون ناصر هاشمی 1374
15 حمله به اچ3 شهریار بحرانی 1373
16 مرغابی وحشی مسعود کرامتی 1370
17 برخورد سیروس الوند 1370
18 کار بزرگ سارا محمد جعفری 1370
19 گربه آوازخوان کامبوزیا پرتوی 1369
20 سکوت علی سجادی حسینی 1369
21 زندگی و جنگ احمد نجیب زاده 1367
22 گلنار کامبوزیا پرتوی 1367
23 راویان اخبار گروه کارگردانی 1365–1367
24 گزارش یک قتل محمدعلی نجفی 1365
25 ماه پنهان است خسرو شایسته 1362